تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
با تمام وجود دوستت دارم
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
عشق ازازلست و تا ابد خواهد بود
جوینده عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هردل که نه عاشق است رو خواهد بود
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
باگل وجودت زمستان غم های من بهاری شد
)()()()()()()()()()()()()()()(()(()(()()(()(((()
ترسم از روز سیاهیست بیایی و چه سود
رفته باشم و بدانی که چه دیر آمده ای
////////////////////////////////////
جدایی تا نباشد دوست قدر دوست نداند
شکسته استخوان داند قدر مومیایی را
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
آری...
آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من دگر بخ پایان نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
><><><><><><><><><><><>><>>><؟><><؟>><>؟
گناه من چه بود که تو را دوست داشتم و تو با من این چنین کردی؟.....................
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
قلب فریاد زند کو نشانی از آن محکوم
که هرچه کردی تو را خواهم بخشید
*************************8
اشك زن
يک پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه ميکني؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه
گفت: من نميفهمم. مادر گفت: تو هيچگاه نخواهي فهميد. بعدها پسر کوچک از پدرش
پرسيد که چرا مادر بيدليل گريه ميکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان
براي «هيچ چيز» گريه ميکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز
نميدانست که چرا زنها بيدليل گريه ميکنند.
بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را ميداند. او از خدا
پرسيد: خدايا، چرا زنان به آساني گريه ميکنند؟
خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم ميخواستم او موجود به خصوصي باشد بنابراين
شانههاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار تمام دنيا را به دوش بکشد. و همچنين
شانههايش آن قدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد و من به او توانايي دادم که در
جايي که همه از جلو رفتن نااميد شدهاند او تسليم نشود و همچنان پيش برود. به او
توانايي نگهداري از خانوادهاش را دادم حتي زماني که مريض يا پير شده است بدون اين
که شکايتي بکند. به او عشقي دادهام که در هر شرايطي بچههايش را عاشقانه دوست
داشته باشد حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند.
به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه
تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد. به او اين شعور را دادم که درک کند يک
شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نميرساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش
ميکند و به او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري
کامل در کنار شوهرش باقي بماند. و در آخر به او اشکهايي دادم که بريزد. اين اشکها
فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد.
او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک ميريزد. خدا گفت: ميبيني پسرم،
زيبايي يک زن در لباسهايي که ميپوشد نيست. در ظاهر او نيست و در شيوه آرايش موهايش
نيست و بلکه زيبايي يک زن در چشمهايش نهفته است. زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و
قلب او جايي است که عشق او به ديگران در آن قرار دارد.
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
زندگی 3 ايستگاه دارد! 1.تولد 2.عشق 3.مرگ...... آقا لطفا ايستگاه دوم نگه دار ايسگاه دوم پياده ميشم
هنوزم دوستت دارم
پاييز را دوست دارم چون فصل غم است... غم را دوست دارم چون حرف دل است... دل را
دوست دارم چون عشق را به من آموخت... عشق را دوست دارم چون تو را با من اشنا کرد...
هيچ وقت تنها نيستي عزيزم
اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتی پنجشنبه ها بيا مزارم گل سرخي را رو قبرم
بزار تا هميشه اون گل رو که بهت داده بودم به خاطر بيارم....ولی....اگه تو
مردی....من فقط يكبار... ميام مزارت..ميام و اون دسته گل سفيد مريم رو که با خون
خودم سرخش کردم برات هديه ميکنم و عاشقانه کنارت جون ميدم تا بدونی هيچ وقت تنها
نيستی